از وقتي رفته اي ،
فقط قهوه تلخ مي نوشم ،
ته هيچكدام از فنجانهايم ،
فال آمدنت پيدا نيست !
در بحبوحه اين همه سياهي ،
كجــــــا مانده اي پس ؟
د.ن(اولی)
حس و حالی که این چند وقت دارم
شاید با این شعر معنی میشه
دوس ندارم زمزمه ش کنم اما نمیتونم
درس عبرت نوشت(اولی)
امروز با چند تا از دوستام رفتیم خونه سالمندان
داغونم
چقد تنهان ، چقد از بچه هاشون دلگیرن
چقد هممون سعی میکردیم باهاشون حرف میزنیم گریه نکنیم
بعضیاشون خوب بودن اما بعضی دیگشون تقریبا چیزی ازشون باقی نمونده بود
وحشتناک بود...
آرزو نوشت(اولی)
خدایا دوست ندارم زیاد عمر کنم
هوامو داشته باش
خبر نوشت(اولی)
شاید تا یه مدت دیگه آپ نکنم
همین
بای
هفته بعد نوشت
یه قسمت از خبر نوشت بالا رو پاک کردم
چون دلیلی برا بودنش دیگه نبود
خوشحال نوشت(اولی)
حالم خیلی خوبه با وجود اینکه هفته خیلی سختی بود
از اینکه دیگه احساس قبل رو ندارم خیلی خوشحالم
ممنون از همتون که کمکم کردین از اون حال و هوا بیرون بیام
دوستون دارم
تشکر نوشت(اولی)
بق بقو و داداشی حسینم ممنون ک تو هر شرایطی هوامو دارین
عااااااااااااااااااشقتونم
سه هفته بعد نوشت
سلام
خوبید آیا؟؟؟
چقد دلم برا اینجا تنگ شده بود
خوشحال نوشت(دومی)
اومدم بگم که حالا حالا ها قصد آپ کردن نداشتم
اما به سفارش یه نفری که خییییییییییلی دوسش دارم 
و وجودش واسم مهمه ایشالا به همین زودی آپ میکنم
عااااااااااااااااااااااااااااااااااشقتم

